اطاعت!
تا به اينجا ياد گرفتيم كه معني گناه چيست و چطور در زندگي ما انسانها از نسلهاي قديم تا به حالا اثر داشته است. همچنين فهميديم كه بزرگترين گناه انسانها اين بود كه كم كم خدا را فراموش كرده بودند و به خدا و حرفهاي او اهميت نميدادند. همانطور كه در داستان نوح خوانديم، خدا از اين كه فرزندانش اينقدر گناه ميكردند بسيار ناراحت بود و قلبش شكسته بود. پس تصميم گرفت كه باران شديدي ببارد و سيل بيايد تا همهي گناهان از بين بروند. خب، متاسفانه به خاطر سيل خيلي از موجودات و آفريدههاي خدا هم از بين رفتند. اما نوح و خانواده اش هنوز خدا را دوست داشتند و اجازه نميدادند كه گناه وارد زندگي آنها شود. پس آنها نجات پيدا كردند. اگر نوح از خدا اطاعت نميكرد و به او اعتماد نداشت وكشتي را نميساخت، ممكن بود ما هم الان اينجا نباشيم. نوح با اينكه فكر ميكرد ساختن كشتي كار سختي است و تازه مردم او را مسخره ميكردند، اما از خدا اطاعت كرد و با كمك خدا، كشتي را ساخت. اينطوري بود كه نسل انسان و موجودات ديگر ادامه پيدا كرد و خدا يك شانس ديگر به انسان داد.
اين گاهي اوقات در زندگي ما هم اتفاق ميافتد. بعضي وقتها خدا از ما ميخواهد كه از او اطاعت كنيم و كاري كه او از ما ميخواهد را انجام بدهيم. شايد از نظر ما آن كار غير ممكن و نشدني باشد، اما هيچ كاري براي خدا غير ممكن نيست. شايد خدا ميخواهد مثل نوح از ما استفاده كند و نقشهي خودش را عملي كند. كاري كه ما بايد انجام بدهيم اين است كه با تمام وجود از خدا اطاعت كنيم و كاري كه او از ما خواسته را انجام بدهيم، حتي اگر از نظر خودمان يا ديگران انجام اين كار سخت باشد.
اما برگرديم به داستان نوح. خانوادهي نوح بزرگ و بزرگتر شدند. نوح فرزندان آورد و فرزندانش هم فرزندان ديگر. كم كم اينقدر جمعيت زياد شد كه شهرها و روستاها به وجود آمدند. انسانها دوباره فراموش كردندكه بايد به خدا اعتماد كنند و دوباره نسبت به هم بدي ميكردند. يك بار ديگر گناه در زندگي انسانها شروع شد. اما خدا نميتوانست دوباره سيل به زمين بفرستد تا همهي گناهان از بين بروند. چون بعد از سيل و توفان نوح، خدا قول داد كه ديگر هيچوقت با توفان و باران و سيل زمين را از بين نبرد. رنگين كمان هم نشانهي همين عهد و قول خداست. چون خدا بعد از طوفان نوح يك رنگين كمان زيبا در آسمان ساخت. هر وقت ما رنگين كمان را ميبينم به ياد عهد خدا ميافتيم. در عوض خدا يك فكر ديگر كرد. خدا تصميم گرفت تا پسر خودش، يعني عيسي مسيح را به زمين بفرستد تا از طريق او به همهي انسانها كه فرزندانش هستند، كمك كند. البته هنوز زمانش نرسيده بود كه خدا اين نقشهاش را عملي كند. پس بايد صبر ميكرد. شما هم اگر كمي صبور باشيد و با ما در ماهنامهي سبزك همراه باشيد، در شمارههاي بعدي داستانهاي بسيار زيبايي را ميخوانيد و قدم به قدم به شنيدن داستان خدا و نقشهي عالي او براي نجات فرزندانش نزديك ميشويد.
درس پنجم
راهنمای درس اول برای بزرگترها را اینجا پیدا کنید.
توفان نوح ( کتاب آفرینش فصل ۶: آیه ۱۱ تا ۲۲)
برای خواندن این فصل از کتاب مقدس میتوانید هم به “مجله سبزک” و هم به بخش “جالبترین کتاب دنیا” در همین وبسایت بروید.
خدا از نوح بسيار راضي بود. ولي بقيهي مردم دنيا از خدا نااطاعتي مي كردند. پس خدا از نوح خواست كه يك كشتي بزرگ بسازد. نوح چون خدا را بسيار دوست داشت از او اطاعت كرد. وقتي طوفان شد و همه جا را آب گرفت، نوح و خانوادهاش در كشتي سالم ماندند. بعد از آن خدا قول داد كه ديگر هيچ وقت چنين طوفاني نيايد. خدا به نشانهي عهد خود، يك رنگين كمان به نوح و همراهانش نشان داد.
با هم صحبت کنیم!
1-نوح چگونه از خدا اطاعت كرد؟
2-رنگين كمان براي ما ياد آور چه چيزي است؟
دوتا دوتا
نوح از هر حيوان يك نر و يك ماده در كشتي قرار داد. شما هم جفت دوم هر حيوان را بكشيد.



